7th Century Persian Cross at the Kottayam St.Mary’s Church (Valiyapally)
![]() |
Goa Cross,India
تمدن ارجان(ارژنگ، ارگان) و جام ارجان یا جام پسر کورلوش
جغرافیای ایران بسیار شگفت انگیز است یکی از عجایب آن این است که راجع به هر تمدن و تاریخ و فرهنگ کهنی که صحبت شود بخشی از آن به ایران و جغرافیای ایران مرتبط است از تمدن سومر و اکد و ایلام تا تمدن گندهارا و موهینجو دارو تا فرهنگ بودایی و هندویی تا فرهنگ اسلامی تا تمدن ترکی تا رومی و مصری و ... در هر مورد که پژوهش شود اشاره به ایران در آن لازم می آید. پس ایرانی با هیچکدام از این تمدنها احساس بیگانگی نمی کند این مزیتی است که شوینیزم و بیگانه ستیزی را از ایرانی دور می کند.
جام ارجان امسال به عنوان نماد کاروان المپیک انتخاب شد.
تصویر یکی از گلهای تخت جمشید(گل خورشید) که با گل جام ارجان شباهت دارند. این گل هیچ ارتباطی به لوتوس ندارد بلکه گل آفتابگردان است که نماد خورشید بوده است .
جام ارجان دنیایی رازها و سخن های ناگفته دارد که البته مسئولان مربوطه از زمان کشف تصادفی آن را از افکار عمومی دور نگه داشتند اما امسال لگوی المپیک شد و به عوام معرفی گردید که جای خوشوقتی دارد حتی اگر چه خیلی دیر هنگام. چنین آثاری در هرجای دنیا کشف میشد خوراک رسانه های گروهی برای ماهها و به کرات بود لگوی کاروان المپیک ایران ( بشقاب مفرغی جام ارجان بهبهان)، هفت دایره و پنج ردیف نقاشی مربوط به آداب و رسوم زندگی آنزمان را دارد در این نقشها بخشی از تاریخ فراموش شده ایلام یا تمدن خوزی حکاکی شده است. لگوی ملی ژاپن هم شباهت به جام ارجان و گلهای تخت جمشید(گل خورشید) دارد که به آن چرخ دهر ،روزگار؛ چرخ اجل؛ چرخ گردون نیز می گفتند, این لگو یک شکل معمولی و اتفاقی نیست یک شکل مقدس است و از مصر تا هند و چین و ژاپن تاثیر خود را نشان می دهد. لگوی ادیان هندی و بودایی و ... شبیه به دایره مرکزی جام ارجان است در هندوستان آرم ملی هندی چرخی 24 پَر و در ژاپن لگوی ملی چرخی 16 پره و در ایران لگوی بسیاری از آیین ها چرخ 12 یا 8 پره است. همه اینها معانی و مفهوم و چم دارد.
دایره های چرخ مانند سینی ارجان
اَرجان یا ارگان/آریگان نام باستانی بهبهان متعلق به دوره ایلامی/خوزی ، در ایران است . بقایای خرابههای شهر در دو طرف حاشیه رود مارون حدود ۵۰۰ هکتار است سال 1361 در نزدیکی این محوطه باستانی، آثار یک آرامگاه از هزاره دوم قبل از میلاد کشف شد که باب جدیدی در باستانشناسی این محوطه تاریخی و کل منطقه گشود. آرامگاه شخصی بنام کیدین که دارای تابوتی بزرگ از جنس برنز بود. به همراه این تابوت یک حلقه طلایی، 98دکمه زرین، ده ظرف استوانهای، یک خنجر، یک میله نقرهای، تنگ و ساغر و سینی برنزی دارای تصاویر متنوع پیدا شدند سینی برنزی که پس از رسوب زدایی مشخص شد مصور است و سه هزار سال قدمت دارد و داستانی مهم و مقدس را به تصویر کشیده است. جام ارجان ۱۹۶ نقش دارد که ۱۱۴ نقش به انسان، ۲۰ نقش به پرنده، ۲۰ نقش به درخت و ۴۰ نقش آن به حیوان اختصاص دارد و البته اشیا و ابزار آلات موسیقی و ورزشی نیز در آن وجود دارد. نقشهای سینی ارجان شامل 5 دایره نقاشی یک گل شانزدهپر در مرکز شبیه به آفتاب گردان و یک نوع گل داوودی است اشتباها آنرا نیلوفر معرفی می کنند این گل نمادی و رمزی است از خورشید و چرخ گردون که مشابهه آن در تمدن سومری و بین النهرین نیز وجود دارد. در یک دایره شیر، و چارپایان و پرندگان مربوط به اجرای آیین های مختلف قرار دارند و هفت دایره یا حلقه نشانه عدد مقدس 7 است عدد 7 در دین یهودی و بسیاری از ادیان و مذاهب مقدس است ریشه این تقدس مشخص نیست اما همانند خیلی از نمادهای ادیان معروف مثل چرخ دارما ، چرخ گردون و سواستیکا و ... سابقه در ادیان کهنتر دارد. در جام ارجان 7 دایره هم مرکز نشان داده شده که در حلقه اول گلی شانزده پر، قرار گرفته با ای ایلامی، که ترجمه آن "کیدین هوتران پسر کورلوش" می باشد. کورلوش و کوروش می توانند یک نام باشند زیرا در آوا شناسی ر " و "ل" به یکدیگر تبدیل می شوند اینگونه گلها که در تخت جمشید هم فراوان است بیشتر آیکون خورشید بوده و در چرخ دارما نیز این شکل را می توان دید همچنین سواستیکا و صلیب شکسته نیز آیکون خورشید است و همه اینها ریشه های کهنی دارند و همگی الهام گرفته یا مرتبط به خورشید است و شعاع ها یا پر های گل خود می تواند مفاهیم مهمی را بیان کند. یکی از قدیمی ترین و نخستین الهه ها که توسط انسان پرستیده شده است خورشید است به همین دلیل نمادهای خورشید و نام های خورشید بسیار متنوع است از سور و سول گرفته تا خور و هور و آفتاب تا روژ و روز و ...
بنظر می رسد که 12 برگ نشانه 12 ماه سال و 16 برگ نشانه 12 ماه و 4 فصل سال باشد از طرفی اصول و راههای سعادت در آیین بودایی 8 مرحله دارد و خانه های رستم هفتخانه است و ره های طریقت هم 7 است. و 7 عدد مقدسی در بسیاری از مذاهب است اما راز این اعداد هنوز با قاطعیت مشخص نشده است این شکل که ظاهری شبیه به گل دارد در دوره های نخست ربطی به گل نیلوفر نداشته و بعدها آنرا منسوب به گل کرده اند که البته بیشتر شبیه به آفتابگردان است تا نیلوفر آبی ، اصولا شباهتی به نیلوفر آبی ندارد.
نشان ملی ژاپن که یک نماد در معابد بودایی و شینتویی هم هست و دارای 16 برگ هست مطابق همان نمادی که در سینی ارجان و نمادهای تخت جمشید و چرخ درامای هند هست.
چرخ دارما" یا dharma chakra در واقع چرخ دهر، چرخ گیتی ، روزگار و سرنوشت است چاکرا یعنی چرخ و دارما با واژه دهر (روزگار) و درمان پارسی از یک ریشه هستند امروزه به معنا و مفاهیم مختلفی ترجمه شده اند ولی سرنوشت ، بهروزی سلامت و اقبال و چرخ زندگی معنی نخست آنها بوده است. چرخ درما یا چرخ گیتی قدیمی ترین نماد است که کاربرد خود را بطور مستمر حفظ کرده است. این نماد در ایران باستان و تمدن سومری و ایلامی نیز وجود داشته است در مرکز جام ارجان نیز چرخ دارما بصورت یک گل 16 پر نقش بسته است در تخت جمشید نیز این گلها به فراوانی وجود دارد. در خراسان بزرگ و افغانستان امروزی و در تمدن گندهارا یا قندهار رد پای قدیم این چرخ به همین شکل امروزی دیده می شود. در هند دارما چاکرا در دوره آشوکا پادشاه قدرتمند قرن چهارم قبل از میلاد به عنوان گردونه قانون استفاده میشدهاست. اکنون تصویر این گردونه به رنگ سورمهای و با بیست و چهار پره بر روی پرچم هند قرار دارد.
تا کنون تصور بر این بود که آیین بودا نخست در سده پنجم پیش از زایش مسیح در هندوستان پیدا شده است اما اکنون با مطالعه نمادها می توان پی برد که ریشه این آیین در جغرافیای تمدنی ایران باستان بوده است و ظهور تکاملی آن در افغانستان امروزی بروز کرده است اما در هندوستان بقا و عمر دراز تری و قدرتمندی پیدا کرد و بیش ۱۵۰۰ سال در آن سرزمین ماند و سپس به سرزمینهای دیگر کوچید. بوداییان بر این باورند که در این ۱۵۰۰ سال آموزههای بوداگرایی سه بار دستخوش دگرگونی شدهاند و در این باره اصطلاح «سه بار گردش چرخ آیین» را بکار میبرند. چرخشگاه هر کدام از این دورهها را هم هر ۵۰۰ سال میپندارند.
بر روی بعضی از این چرخ ها فال و بخت شده است و یا داخل ان برگه های فال و سرنوشت هست افراد با چرخاندن آن در یک نقطه ای که ساکن می شود فال خود را بر می دارند. معمولا در این فالها به فرد امیدواری داده می شود. نمادها و آموزههای دورههای پیشین همراستا با آموزههای تازه به تاثیر خود ادامه دادهاند.
بنمایهای که همه این آموزهها به آن پایبند بودهاند همانا اصل نپایندگی هستی است. این باور که هیچ چیز این جهان هستی پاینده و پایدار نیست. اصطلاح چرخ آیین (چرخ دارما) (Dharmacakra) بعدها در میان بوداییان تبت محبوبیت زیادی پیدا کرد و بخشی از عبادت روزانه شد و در موارد عبادی و نیایشی نقش پر رنگی گرفت.
امروزه از چرخ دارما برای دعا هم استفاده می شود و هدف از گرداندن این چرخها بدست پیروان آیین بودا همانا نمادی از خواندن سوترا و سخنان بودا است .
بر روی و در درون این چرخها افسونهایی (مانتراهایی) شدهاست. افسونها سخنانی ژرف به گونهای بسیار نمادین هستند. این چرخها را میتوان در جوامع گوناگون بودایی یافت اما تنها در تبت است که بخشی جدی از زندگی روزمره مومنان بودایی را تشکیل میدهند.
شهر ارجان در کتابهای کهن
ارجان نامی تغییر یافته و معرب شده است و اصل آن می تواند ارژنگ ، ارگان ، اورگان باشد . در کتب عربی بسیاری که در زیر فهرستی از آنها آورده شده است در مورد ارجان(ارژنگ) مطالبی شده است و همه آنها از اهمیت تاریخی و اقتصادی و موقعیت جذاب طبیعی آن مطلب اند و نشان می دهد که ارجان شهری تاریخی و مرکزی تمدنی بوده است که حتی با شوش قابل مقایسه بوده است اما ارجان چند بار با زلزله و عوامل دیگری تخریب شده است. از این ها می توان پی برد که ارجان بدلیل اینکه بین منطقه سردسیر و گرمسیر واقع شده است موقعیتی ممتاز داشته و بدلیل آب و هوای خوش محل کوچ زمستانی و تابستانی بوده است و محلی جذاب برای پادشاهان بوده است.
متاسفانه تمدن های قبل از دوره هخامنشی بدلایل متعددی مورد اهمال واقع شده است دلیل نخست ان اینکه آثار و مکتوباتی از آن دوره ها باقی نمانده و یا بسیار نادر است. اما در مورد سلسله هخامنشی هم آثار قابل ملاحظه ای مانده و هم در کتب رومی ها و غربی مطالبی از آنها بجا مانده است. های دوره قاجار و پهلوی در مورد آثار تمدنی هنوز در ابتدای راه خود بود و تحت تاثیر کتب قرون گذشته بود که عمر انسان را 7 هزار سال تخمین می زدند و بر این اساس نظریه مهاجرت آریایی ها را به سه هزار سال قبل نسبت می دادند این نظریات بسیار ناقص بوده است تحقیق و پژوهشهای زیادی لازم است تا روزنه ای بسوی بخشی از حقایق و دوره های تمدنی گم شده و زندگی بشری در ایران گشوده شود. زمانی خوزستان از نظر آب و هوایی و انبوده حیوانات و گیاهان شباهت زیادی به جنگلهای امروزی آفریقا مانند جنگلهای کنیا، اوگاندا و نشنال پارکهایی مانند کروگر داشته است حتی نسل حیات وحش انواع حیوانات درنده و غیره از جمله شیر و گور خر و گاومیش و انواع آهو و پلنگ تا سده های اخیر قابل ردیابی است. این فرضیه که حتی روزگاری خلیج فارس یک دریای کوچک تر و آب شیرین بوده است بطور جدی مطرح است بر اساس فرضیات جدید ردپای انسان در دشتهای خوزستان و دامنه های البرز به 30 هزار سال قبل می رسد و اینکه مهاجرت از این منطقه بسوی اروپا انجام شده و در دوره ها و یا هزاره های بعدی مهاجرت معکوس بسوی فلات ایران صورت گرفته است. زندگی انسانهای شکارچی و انسانهای دامدار بر اساس مهاجرت شکل می گرفته است و یکجا نشینی انسان بسیار متاخر است و قدمتی بین 5 تا 7 هزار ساله دارد امروزه ما با توسعه علم حق داریم بر خیلی از گفته های تاریخی خط بطلان بکشیم .
دوره هخامنشی ایران تمدنی و حکومتی بسیار گسترده برپا ساخت که در دوره ای قلمرو آن از خلیج بنگال تا مصر و روم و ... گسترش داشت. اما این تمدن یک شبه شکل نگرفته است و مدیون و میراث دار تمدنها و ادیان و مذاهب قبلی خود نیز بوده است بسیاری از نمادهای هخامنشی را می توان در تمدن ایلامی و سومری هم یافت. در مورد ادیان دوره هخامنشی نیز ناگفته و اسرار کشف نشده فراوان است. کارکرد خود تخت جمشید هرگز یک کاخ سلطنتی نبوده است کارکرد آن بیشتر مجموعه معابد بوده است مجسمه ها هیچکدام تزئینی نیست بلکه نمادهای دینی و مذهبی است و هرکدام کارکرد ویژه خود را داشته است. در دوره هخامنشی انواع مذاهب و ادیان بوده و همان حالتی که امروزه در هند وجود دارد.
شمس الدین مقدسی (محمد بن أحمد المقدسی المعروف بالمقدسی البشاری)، در کتاب أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، ص 52 ،421، 425، و جلد 2 ص 630، جلد 1, ص 74، جلد 2، ص 634. در مورد ارجان و مناطق اطراف آن وصف های خوبی دارد او است :
ارگان دهستانی است با بناهای فاخر ، بسیاری از خوبی ها ، شهرهای بزرگ ، خانواده های متحد ، در آنجا یخ و برف ، خرما ، لیمو و انگور ، مرکز انجیر و زیتون است و در آنجا از روغن دنبه برتر صابون درست می کنند، خزانه داری فارس و عراق است و به دشت خوزستان و اصفهان پیوسته است دارای رودخانه ای سیل آسا هستند که منطقه را به دو بخش قطع می کند (خزانه فارس والعراق ومطرح خوزستان وأصفهان بها نهر غزیر یشقّ البلد) ، و مسجد حسن عامر دارای یک چراغ بلند و زیبا از ساختمان خود در لبه بازارها است. دارای یک سنگ بزرگ است دارای درهایی است که هر شب بسته می شود ، و از ردیف های صلیب عبور می کند ، و درهای چهار طرف رو به یکدیگر هستند ، و شما چیزی بهتر از بازار گندم نمی بینید ، در زمستان تمیز و خوب است ، جنگلی از نخلها و باغها است و اب چاههای آن شیرین است ، و هرآنچه در مورد نان ، ماهی و یخ می خواهیدتعریف کنید. اما در تابستان جهنم است ، و رودخانه آب از زمان برداشت انگور تا زمان فصل باران نمکی است و ثروتمندتر از زنان آنها در هیچ جا نمی بینید. ارجان شش مسیر دارد ، مسیر اهواز ، مسیر رشهر ، مسیر شیراز ، دنباله راسفا ، مسیر میدان، مسیر کیالین ، و این از فتوحات عثمان بن ابی العاص است و مسجد جامع آن را حجاج جومه ساخته است:
آب شرب آنها از رودخانه است اسم روستای آن شاهپور است کوهستانی و زیبا است شبیه به غوطه دمشق است شاهپور پسر فارس آنجا را بر همه بلاد از خراسان تا خوزستان ترجیح می داد در مورد ارجان ، یک منطقه بزرگ ، دشت ، کوهستانی و دریایی است که دارای نخل ، انجیر ، زیتون ، درآمد و نعمت فراوان است. ارجان نام پس گرگیسیا پسر فارس بوده که بر پدرش غضب کرده و به این دهستان مهاجرت نموده و بعضی دهستانهای دیگر اردشیر کوره را ضمیمه کرده است و استدلال وی درباره ساخت رامهورموز از فارس قوی است ، ممکن است یکی ملحقات به خوزستان باشد .
الادریسی، در نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق، جلد 1، ص 404 ،411، 412. در مورد منطقه مفصل است و از جمله :
ارجان ، این مرز بین پارس و خوزستان است.(در متن عربی همواره خوزستان بکار رفته است) این شهر بسیار خوبی است و دارای حسن و جمال ، حاصلخیز و بارور ، نخل ، انگور و میوه های عمومی مانند گردو ، مرکبات ، هلو ، فراوانی و زیادی زیتون و روغن و آب آن گوارا نیست . در مسیر دروازه ارجان ، که راه به بسوی خوزستان است و بر روی رودخانه طعب قرار دارد ، پلی منتسب به الدیلمی ، پزشک حجاج بن یوسف ، قرار دارد . یک پل چند ستونی که بین عمودی های آن از روی سطح زمین هشتاد پله است .
نویسنده حدود العالم ص 146 ( محدوده دنیا) : ارجان شهری بزرگ و تفرجگاهی با تجارت بسیار ، برکات گسترده و هوای خوب. و در محل استراحت آن چشمه ای از آب وجود دارد که عمق آن هیچکس درجهان نمی داند ، و از آن آب کافی بیرون می آید تا یک آسیاب آبی را بچرخاند و سپس بر روی زمین جاری می شود. ملاس خوبی از این شهر برخاسته است.
تاریخ الطبری، جلد2، در ص92 و 94. است: قباد (گوباد) بین اهواز و فارس ، شهر ارجان را بنا کرد. گوباد دستور داد و آن را در نقطه ای بین پارس و سرزمین اهواز بنا کردند ، و نام آن را رام گوباد گذاشت که بومگ آباد نامیده می شود و به آن ارجان و شهر نیز گفته می شود و روستاهایی در آنجا ساخت دهستان رام هرمز از ان جمله است.
ابن خردادبه درکتاب المسالک والممالک , ص 46. است : شهر ارژنگ و روستاهای آن ، باش ، ریشهر ، اسلگان ، مولگان ، فرزک ، و از شیراز به شهر گور بیست فرسخ ، و از آنجا به دشت پیاز هفت فرسخ ، و از نوبندگان به شیراز بیست و سه فرسخ ، و بین شیراز و شاهپور بیست فرسخ ، و بین شیراز و گور بیست فرسخ ، و از شیراز به شهر استخر ده فرسخ. ، و از شیراز به زارکان ، چهار فرسخ ، و سپس به استخر ، هشت فرسخ.
قدامه بن جعفر در الخراج و صناعه الکتابه , ص 85.نوشت:
و عثمان بن ابی العاص ، در پایان خلافت عمر ، پیمانی صلح برای مالیات و جزیه گشود.
و از نشاپل تا ارژنگ ، پنج فرسخ و از شهر ارژن تا داسین ، هفت فرسخ است .
مسعودی گفت: و خانه ای از آتش در شهر ارجان در سرزمین پارس در روزگار بهرام سیف برپا شد
استخری ( الإصطخری)، در المسالک والممالک ، ص 71، 78. است:
این یک شهر بزرگ است ، از نظر خیر و برکت فراوان، با نخل، زیتون و گرمه ، دارای بیابان ، دریا ، دشت و کوهستانی است و آب آن جریان دارد و بین آن و دریا یک مرحله وجود دارد. بزرگترین شهر پارس شیراز است ، سپس در بزرگی فسا است ، بعد از آن سیراف قرار دارد و بعد از سیراف ارجان از نظر بزرگی قرار دارد بعد از ارجان توج ، شاهپور ، استخر ، کاتاه ، دارابگرد ، گور ، گناوه ، نوبنگان و گندکان که در بزرگی به یکدیگر نزدیک هستند.
در مورد مناطق و روستاهای شهر ارجان ، (ارژن) و شهر آن ارجان است ، بازرنگ منبر(منظور مسجد جامع است) ندارد و کشور شاهپور منبر دارد ، ریشهر منبر دارد ، بنیان منبر ندارد و کاکاب منبر ندارد و دیر ایوب نیز منبر ندارد. و الملگان منبر ندارد ، و سلگان منبر ندارد و گلدکان منبر ندارد ، و خانگاه آل عمر منبر ندارد ، و فرزک منبر دارد ، هندیگان ارگان منبر ندارند و مهربان منبر دارند و گناوه منبر دارد و شینیس منبر دارد و چوان نجس منبر ندارد. و اما در مورد زموم آن ، هر کدام از آنها دارای شهرها و روستاهای جامعه خود هستند ، مالیات هر منطقه از آن توسط رئیس کردها تضمین شده است ، و آنها مردان برای حفاظت از کاروانها و حفظ جاده ها و معاونان سلطان هستند. در آنجا بادنجان می روید که غذای شاهان است.
صلیب یا چرخ گردون و سابقه آن در تمدن ایرانی
انسان خورشید را عامل زندگی می دانسته و واژه چرخ زندگی یا فلک یا چرخ روزگار چرخ دارما الهام گرفته از آن است و تصور می کردند خورشید همانند یک چرخ همواره در حال چرخیدن است و این چرخش دایمی است و سرنوشت انسان به ان پیوند دارد. گل ١٢ پره تخت جمشید ابتدا نماد خورشید، چرخ گردون، سپهر گردون و چرخه حیات بوده است بعدها در پرچم ایران درفش کاویانی و دوره ساسانی بصورت ۴ پر هم درآمده است ١٢ پر نشانه خورشید و ١٢ ماه و ۴ پر نشان چهار فصل است و جمعا بصورت ١۶ پر آیکونی است که قدمت آن بیش از پنج هزار سال است و هنوز تصاویر آن در معابد و اماکن مذهبی وجود دارد و امروزه نماد مقدس در معابد بودایی و هندویی است و هم مورد استفاده است .سواستیکا نیز از همین آیکون نماد و نشانه گرفته است. قدیمیترین رد پای آن را در سنگ نگاره مجسمه ای در سر پل ذهاب می توان دید که احتمالا به آنوبانی نی پادشاه لولوبی و به ۴ هزار سال پیش به ایلام (تمدن) مربوط است بعد از آن در تخت جمشید و در جام ارجان هم میتوان آنرا دید در حال حاضر معابد بودایی و هندوی این نماد رابه عنوان نماد مقدس دارندو در ژاپن نماد ملی گرایان است.
صلیب که واژه معرب چلیپا میباشد نماد و تندیس مسیحیت است. این نماد در فرهنگ آریایی به معنای بخت خوب و تولد دوباره است. بعضی آن را از نشانههای خدای تموز نامیدهاند خدای تموز نیز در واقع نام دیگر خورشید است (آفتاب چله تموز) در لغتنامه دهخدا آمدهاست: صلیب . [ص َ] (ع اِ) چوبی است که ترسایان در زنار بندند و به فارسی آن را چلیپا گویند و نوشتهاند که صلیب معرب چلیپ است .(غیاث اللغات) . البته مصحح برهان قاطع ذیل کلمهٔ چلیپا به غلط توضیح داده که چلیپا مأخوذ از آرامی صلیبا (عربی صلیب) است. این توضیح نادرست است زیرا در فارسی حرف ص عربی به چ تبدیل نمیشود بلکه بر عکس چ فارسی در زبان عربی به ص یا س و ش و تش تبدیل میشودمانند:(چین = صین - چغندر= شمندر- چراغ = سراج) فردوسی گوید:به درگاه بردند چندی چلیب + نسیم گلان آمد و بوی طیب. داغی است مر شتران را بر شکل چلیپا. (منتهی الارب). ایرانیان باستان و سپس زرتشتیها برای سده ها از این علامت به عنوان نماد ( سرنوشت و چرخه زندگی و جاودانی) استفاده میکردهاند. نشانههای از اینگونه علایم بر روی قبرها نیز مشاهده شدهاست صلیب شکسته که قدمت آن به حدود ۶ هزار سال پیش برمی گردد و نمونههایی آن در غرب ایران و در تمدن سند نیز پیدا شدهاست نشانه حوزه تمدن میثرا(ایزد مهر) است. ایرانیان قدیم به تجربه یافته بودند که خورشید - آب - باد و خاک(زمین)، دلیل پدیداری زندگی و چرخه زندگی و رویشهاست. این ۴ گوهر از عوامل خلقکننده هستند و بنابراین برای آنها تقدس قایل بودند. مردم برای خورشید شکلها و نمادهای مختلفی ساختند که از میان آنها میتوان به دایره ای که ۴ بازو یا ۴ دسته بهشکل صلیب داشت یا علامت+ یا علامت X یا چرخ گردون از جمله آیکونهای خورشیداشاره نمود. دایره باشعاعهای متعدد و همچنین گل لوتوس و گل آفتاب گردان از نشانهای دیگر خورشید است. این ایده و تفکر و نماد از جغرافیای تمدن ایران باستان به مذاهب بودایی ، هندویی و مسیحیت یافته است. این تصویر که مردی را در لباس ویژه مقدسین در حال نگهبانی از درخت سرو نشان می دهد و بالای سر او ردیفی از گل خورشید هست یکی از قدیمی ترین نمادهای مذهبی و الگو برای نمادهای دینی بعدی در دنیا بوده است. آنچه در بالا به شکل گل آفتاب گردان دیده می شود . خورشید است و 12 برگ آن نشان 12 فصل سال است و حلقه دایره ای داخل آن نشان چرخش روزگار و چرخ گردون است . این نشان الگویی شده برای صلیب مسیحی و برای نماد هندوها از دوره آشوکا. ساده تر آن بصورت صلیب در نقش رستم ارامگاه 4 پادشاه ایرانی در داخل بلند ترین صلیب حجاری بر کوه است. همین نماد، الگویی شده برای بودایی ها و نماد بسیار معروف معابد بودایی ژاپن است. ضمنا بر خلاف انچه تا کنون پنداشته میشد بودا ایرانی است و بودای بامیان ناگفته های زیادی دارد گل خورشید در پرچم ژاپن بصورت 16 پره نماد دیگری از خورشید است که از آیکون های مقدس بوداییان ژاپن است.↵به نظر میرسد کهنترین آیینی که از علامت صلیب (چلیپا) به عنوان نماد دینی استفاده کرده مهرپرستان بودهاند. اما هیچ تاریخ دقیق و مشخصی برای پیدایش و چگونگی آیین میترا وجود ندارد. با یافتههایی که تاکنون آشکار شده است، میتوان گفت یکی از تاثیر گذار ترین و کهنترین آیین های ایرانی میترایی بوده و قدیمیترین علامتهای کشف شده از صلیب مربوط به آیین مهرپرستی است. کردستان و گیلان و قوم ماد و کاسی از جمله اقوام و مناطقی است که میترایی و مهرپرستی در مورد آنها گزارش شدهاست(احسان طبری). صلیب + ساده شده از شکلها و تصوراتی است که از خورشیدوجود داشته مانند دایرههایی با ۱۶- ۲۴- ۱۲ شعاع یا پرتو بنظر میرسد در یک دوره تکاملی تصویر خورشید از شکل گل آفتاب گردان به علامت + سادهتر شدهاست و تنها با شکل + و یاضربدر و شکل ستاره پنج پر * درآوردند گفتنی است که علامت * که بر روی کلاه کوروش کبیر دیده میشود نیز آیکون خورشید است ولی امروزه آن را با علامت ستاره میشناسیم. شکل ۱۲ پر صلیب هم وجود دارد که ممکن است همزمان آیکون خورشید و ۱۲ ماه سال باشد. اما در مجموع میتوان گفت + صلیب یا چلیپا یا چار پایه یا چهار پره، نماد ساده خورشید تابان نیز هست ممکن است ۴ خط آن نماد فصلهای سال یا نماد ۴ عنصر اصلی آب - باد و خاک و نور باشد. خورشیدپرستی و آیین مهر یا میثرا در مصر و ایران و هند و بخشی از اروپا قرنها قبل از مسیحیت وجود داشتهاست احتمالاً آیین مهرپرستی ابتدا در شمال غرب ایران رایج بودهاست اما نشانههای بارز این آیین در ۴ صلیب آریایی نقش رستم قابل مطالعه است.
دین زرتشتی ادامه آئین میترایی است. به هر حال صلیب و ایکون خورشید موضوعی است که در سال ۱۳۸۳ در یک مقاله فارسی توسط دکتر محمد عجم مطرح شده وولی اهمیت زیادی دارد و اثبات آن میتواند در دنیای مسیحیت واکنشهای سختی را در پی داشته باشد. هنوز اسناد علمی محکمی این فرضیه را پشتیبانی نمیکند. اما با توجه به چند نمونه چلیپای کشف شده و سنگ نگارههای کردستان و لرستان و گیلان که قدمت بیشتر از سه هزار ساله دارندو کشف بعضی علامتهای خورشید در قبر فرعون و همچنین در تمدن ایران - بینالنهرین و هند اثبات این فرضیه به واقعیت نزدیک تر شدهاست. آیا مسیحیان علامت صلیب راهم مانند درخت سرو و شب یلدا و غسل تعمید از میترائیسم ایرانی گرفتهاند؟ با توجه به اینکه اقوام آریایی و ادیان و مذاهب منطقه ایران و روم شرقی به ویژه میترائیسم این نمادها را بهطور گسترده استفاده میکردهاند و این نمادها در دوره خشایار و داریوش به مصر نیز منتقل شدهاست؛ و حورس، خورشید خدای فرعونهای مصری هم بودهاست. کار برد صلیب به عنوان نماد مسیحی به صورت دایره ای به صورت دوپایه در پایین و دوپایه در بالای دایره اولین بار در میان مسیحیان مصر و قبطیها دویست سال بعد از میلاد مسیح ظاهر شدهاست که این نوع صلیب دایره دار همان صلیب خورشید پرستان است بنابراین بنظر میرسد که صلیب نیز همانند درخت سرو که یکی دیگر از نمادهای میترایی یا پارسی است به مسیحیت راه پیدا کرده و مسیحی شدهاست. چلیپا- سرو- گاو- شیر - عقاب - اسب از مهمترین سمبلهای ایرانی است بطوریکه پادشاهان و بزرگان و حتی افراد معمولی نام این سمبلها را بر روی فرزندان خود میگذاشتهاند و مهر و نشان خود را از این سمبلها انتخاب میکردهاند نام اسب و شیر و شاهین از رایجترین نامها بودهاست مانند صد اسپ - پاشه (باشه)(نوعی عقاب) شیراسب و کهن اسب - تیز اسب و.. .... کتابهایی که به زبان عربی در مورد ارجان و مناطق اطراف مطالبی اند:
1. الطبری، تاریخ الطبری، جلد2، ص92 ،94.
2. حدود العالم، ص146.
3. المقدسی (محمد بن أحمد المقدسی المعروف بالمقدسی البشاری)، أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، ص 52 ،421، 425، و جلد 2 ص 630، جلد 1, ص 74، جلد 2، ص 634.
4. کتاب: تاریخ الرسل والملوک ص 719- نوشته: الطبری - مصدر الکتاب : موقع الوراق
5. ابن خردادبه - کتاب المسالک والممالک , ص 46.
6. قدامة بن جعفر، الخراج و صناعه الکتابه , ص 85.
7. کتاب: الخراج وصناعة الکتابة -نوشته : قدامة بن جعفر بن قدامة بن زیاد البغدادی ، أبو الفرج، متوفى : 337هـ ناشر : دار الرشید للنشر ، بغداد - الطبعة : الأولى ، 1981 م
8. المسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، جلد2، ص243.
9. الإصطخری، المسالک والممالک ، ص 71، 78.
10. تجارب الأمم وتعاقب الهمم، أحمد بن محمد بن یعقوب مسکویه أبو علی، جلد1، ص172.
11. ناصر خسرو ، سفرنامه ناصر خسرو , ص 153.
12. الادریسی، نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق، جلد 1، ص 404 ،411، 412.
13. ابن عساکر ، أربعون حدیثا لأربعین شیخا من أربعین بلدة, ص 62-63.
14. الحازمی الهمدانی، الاماکن او ما اتفق لفظه وافترق مسماه من الامکنه, ص 64.
15. [ یاقوت الحموی ، معجم البلدان] مراجعة مرجع
16. القزوینی آثار البلاد وأخبار العباد، ص 141، , ص 195.
17. عبد المومن البغدادی، مراصد الاطلاع على أسماء الامکنة و البقاع, جلد 1, ص 52.
18. ابوعبدالله عبد المنعم الحمیری ، الروض المعطار فی خبر الاقطار ، ص 25.
19. بروسوی، أوضح المسالک إلى معرفة البلدان و الممالک، صص 137و138.
20. اعتماد السلطنة کتاب مراة البلدان، جلد 1، ص 35-37 .
نوشته دکتر محمد عجم ، پژوهشگر تاریخ تمدن و روابط بین الملل.
https://web.archive.org/web/20180831174107/http://parssea.org/?p=8974
https://web.archive.org/web/20201112214718/http://parssea.org/?m=202007
https://parssea.blogspot.com/2021/07/61.html
ارجام و تاریخ ایران باستان
In 1982, the remains of a tomb belonging to the second millennium BC were discovered near the Arjan ancient site, which opened a new chapter in the archeology of this historical site and the region. The tomb contained a large bronze coffin. Along with the coffin were found a golden ring, ninety-eight golden buttons, ten cylindrical vessels, a dagger, a silver bar, a bronze tray with various images. it is called Arjan Bowl or Hotran Korlosh It is more than three thousand years old. Arjan tray drawings include 5 painting circles in its center a sixteen-pointed flower (similar to a sunflower and a type of chrysanthemum). This flower symbolizes the sun and the spinning wheel or wheel of destiny. A row of lions, and cattle, and birds are associated with various rituals, and seven circles or rings represent the sacred number 7. The number 7 is sacred in Judaism and many other religions. The origin of this sanctity is not clear, but like many symbols of famous religions it has a history in ancient primitives religions.
. The logo of the Iranian Olympic at the 2020 Summer Olympics is the Arjan tray
An exhibition titled, ‘Beautiful Iran,’ officially opened in Tokyo, on the sidelines of the Olympics, with the presence of Iranian Minister of Sports and Youth Soltanifar and Japan’s Minister of Education, Culture, Sports, Science and Technology Kōichi Hagiuda.
Hagiuda said, “Last December, I met my Iranian counterpart to sign a sports deal .”
“For many people in my country, Iran is a rich dreamland and this exhibition is a good opportunity for the people of my country to get to know Iran. The Olympics are a cultural festival and Japan wants to take advantage of this cultural opportunity during the Olympics.”
Salehi-Amiri Chief of Iran’s National Olympic Committee presented the replica of Jaam-e Arjan (Arjan bowl), the symbol of the Iranian sports delegation at the Olympics, to the Japanese minister.
Jaam-e Arjan (“Arjan bowl”), which belongs to the beautiful city of Behbahan, has been selected as the symbol for the Iranian delegation for the Tokyo 2020 Summer Olympic Games,” CHTN reported on Friday.
The selection was made in a follow-up meeting in southwestern Khuzestan province, which was attended by the Minister of Sport and Youth Masoud Soltanifar, the report added.
Arjan bowl is somewhat overshadowed by its counterpart “Arjan ring of power”, which is a royal golden armlet both named after Arjan, an ancient city of the Elamite era, the armlet dates back to the Neo-Elamite period (c. 1100 – 540 BC).
The armlet along with some other relics were discovered in a tomb reportedly belonging to the 2nd millennium BC.
Elam was an ancient pre-persian civilization centered in the far west and south-west of what is now modern-day Iran, stretching from the lowlands of what is now Khuzestan and Elam provinces as well as a small part of southern Iraq. Elam was an ancient pre- Persian civilization centered in the far west and south-west of what is now modern-day Iran, stretching from the lowlands of what is now Khuzestan and Elaam provinces as well as a small part of southern Iraq.
The Elamite kingdom, founded on the hot alluvial plain of the rivers Dez, Karun, and Marun, has a long history, during which its inhabitants were in various ways involved in the affairs of their Mesopotamian neighbors: the Sumerians and the Akkadians of southern Iraq, the Babylonians, the Kassites in the northeast, and the Assyrians in the far north, and the Persians in the east.
The capital of Elam was Susa; the Elamite language is MOSTLIKLY unrelated to other known language. One of the main sanctuaries was Dur Untash (Tchoga Zanbil). In the Hellenistic age, Susiana ("the land of Susa") was part of the Seleucid and Parthian Empires. Later, the Sasanian Persians and Arabs took control. Nowadays, Khuzestan is the Arab-speaking part of Iran. The country is fertile and well-known for rice, sugar, linen, and cotton.
In 1982, a bulldozer leveling the ground for the construction of a road leading to a dam on the river Mārun cut through a stonewalled funerary chamber. ARJĀN TOMB, was discovered near the Arjan ancient site belonging to the second millennium BC or the late Neo-Elamite elite burial (ca. 630-550 BCE) near Behbahan.
the remains of the tomb , opened a new chapter in the archeology of this historical site and the region. The tomb contained a large bronze coffin. Along with the coffin were found a golden ring, ninety-eight golden buttons, ten cylindrical vessels, a dagger, a silver bar, a bronze tray with various images. it is called Arjan Bowl or Hotran Korlosh It is more than three thousand years old. Selected materials from outside the coffin. The bowl. A bronze bowl measuring 43.5 cm in diameter and 8.5 cm in depth exhibits on its inner surface an intricate, concentric arrangement of four engraved registers placed around a central rosette . The registers are structurally divided into a series of consecutive episodes, the sequence of which is organized along ideological grounds. Distributed among these registers lies a universe of miniature forms inhabited by 112 human figures, 66 animals of 33 species, diverse trees, and artifacts. The “biographical” aspects of these narratives unveil important notions of identity related to a royal status of an individual as well as ideological concerns of religious and cosmological proportions.
Arjan tray drawings include 5 painting circles in its center a sixteen-pointed flower (similar to a sunflower and a type of chrysanthemum). This flower symbolizes the sun and the spinning wheel or wheel of destiny. A row of lions, and cattle, and birds are associated with various rituals, and seven circles or rings represent the sacred number 7. The number 7 is sacred in Judaism and many other religions. The origin of this sanctity is not clear, but like many symbols of famous religions it has a history in ancient primitives religions.
The material evidence from Arjān forces the reckoning of a new historical reality underlined by geopolitical and cultural avenues of inquiry that clearly point to aspects of continuity in the cultural and political Elamite record of the 7th and 6th centuries BCE. Heir to the legacy of Assyria and Elam, the “Arjān artistic school” reformulates notions of technical and aesthetic perfection, bringing additional refinement into the artistic heritage of the great metropolis. This artistic production represents an original sensibility exhibiting sophisticated intellectual notions of unity, stability, and permanence—in sum, an orderly worldview. Far from being the manifestation of abrupt change or of a dissolute culture in the midst of closure, this material exhibits the reformulation of Elamite artistic canons and the revitalization of Elamite culture, further revealing that Elamite agency and legacy played a pivotal role in the genesis of Achaemenid Persian civilization
https://iranicaonline.org/articles/arjan-tomb
روز هفت تا ۹ فروردین ۱۳۹۳ سمینار سه روزه ای توسط مرکز ملی ایندرا گاندی هند IGNCA برگزار شد.
حدود سی نفراز متخصصان تمدن ایران و هند و بخصوص دوره ساسانی تا سلجوقی از کشورهای مختلف در این سمینار شرکت داشتند دو نفر از ایران مقاله فرستاده بودند امابرای ارایه به سمینار نرسیده بودند در نتیجه خانم دکتر منصوره حیدر برگزار کننده و مدیر سمینار از اینجانب خواست که به نمایندگی از بخش ایران در این سمینار سخنرانی داشته باشم با وجود فرصت کم از فرصت استفاده کردم و کتاب تازه منتشر شده ” نقش پارسی بر سنگ نوشته های فاخر هند را با تاکید بر موضوع نفوذ هنر و معماری ساسانی بر هند معرفی کردم و با تصویرهایی که بصورت پاورپوینت ارایه شدموضوع بیشتر جذاب شد. ابتدا نوروز و جشن هولی را به حضار که تقریبا همگی از حوزه تمدن و جغرافیای نوروز بودند را تبریک گفتم و ریشه و اساس نوروز و هولی را که همانا آغاز فصل جدید هست مورد اشاره قرار دادم و از هند خواستم که هولی را همانند ایرانی ها بر مبنای یکسان شدن شب و روز قرار دهند تا ارتباط نوروز و هولی بیشتر شود. بعضی مطالبی که ارایه کردم برای خارجی ها کاملا تازه بود بخصوص بخش یافته های قلعه ساسانی زیبد و همچنین فنجان و ساعت آبی و قناتها و آب انبارهای و بادگیر های ساسانی مورد استقبال قرار گرفت.
در سخنرانی افتتاحیه امبسدور قراخان گفت آغوش هند بروی مردمان مختلف باز بوده است بعضی آمده اند و غارت کردند و بهترین اشیاء گرانبها را با خود بردند و رفتند/ نادر/ وی با نگاه به اینجانب و با لحن شوخی گفت البته ما قصد نداریم که آنها را از شما باز پس بگیریم . بنده هم در جواب گفتم شما بهتر است پادشاه خودتان محمدشاه را سرزنش کنید که ۸۰۰ تروریست اشرف افغان را پناه داد و حاضر نشد آنها را از دهلی اخراج کند و یا مجازات نمایدو حتی سفیر نادر را هم کشت . لذا نادر خود مجبور شد التیماتوم دهد و آنها را مجازات نماید البته کشتار به هر شکلی باشد مذموم است.
در این سمینار استادانی که از دانشگاههای ازبکستان و ترکیه بودند تلاش زیادی کردند که دوره های سلجوقی ، گورکانی/ موگالی و حتی دوره صفویه را تمدن ترکی معرفی کنند.
سخنران ازبکی گفت تیمور و بابر از ازبکستان بودند و ارتباطی به تمدن پارسی ندارند. مضحک تر این که گفت ایران یک نام جدید است و دو سه قرن سابقه دارد. طبیعی بود که بنده با مستندات محکم سخنان وی را رد کنم و اعلام کردم به عنوان کسی که تمدن عرب و شمال آفریقا و تمدن ایران و هند و آسیای میانه را بخوبی می شناسم مستند به کتب فارسی – عربی و تورکی باید اعلام کنم نام ایران در تمام دوره تاریخی همواره وجود داشته و در تنها در شاهنامه بیشتر از ۷۰۰ بار نام ایران تکرار شده است. خود امپراتوران سلجوقی و مغولی مجددا نام ایران را احیا کردند و خود را جم جاه و پادشاه ایران و توران نامیدند. عربها و تورکها در نوشته های خود همواره برای ایران نام مملکت فارس، مملکت عجم ، کشورایران ، و اروپاییان همواره معادل نام پرشیا را برای جغرافیای ایرانی بکار برده اند. اما در تاریخ و ادبیات فارسی همواره نام ایران رایج بوده است. در حالیکه برای بخش های وسیعی از آسیای میانه نام خراسان بزرگ ، توران و آریانا بکار می رفته و نام کشورهای تازه استقلال یافته برای جهان ناشناخته بوده است.
به ایشان یاد آور شدم که ارتباط آن دوران با فارسی چنین است که بیشتر از یک میلیون نسخه خطی فارسی و ۱۵ هزار سنگ نوشته فاخر فارسی و قرانی در هند وجود دارد در حالیکه به زبان ترکی این گونه مستندات در هند بسیار نادر است اما در هر حال منظور از پرشیا قوم و نژاد و زبان نیست منظور منطقه جغرافیایی گسترده ای است که قلمرو وسیعی در دوره های مختلف تاریخی بوده است حتی در دوره سلجوقی و مغولی باز هم ایران مرکزیت و محوریت جغرافیایی و فرهنگی دارد بنا بر این طبیعی است که نام ایران یا پرشیا در این دوره ها در محور باشد. خوشبختانه سه استاد تاجیکی و قزاقی سخنرانی خود را با فارسی ارایه کردند که خود نشانه دیگری از نفوذ زبان فارسی بود.
اهم مطالب دیگررا خبرگزاری ایرنا مورد اشاره قرار داده است :
بررسی آثار نفوذ فرهنگ ایرانی درهند
Indira Gandhi National Centre for the Arts
نوشته هایی از دوره ساسانی در هند تصاویری از سمینار
![]() |
Goa Cross,India
به گزارش ایرنا:
برگزاری روز ملی خلیج فارس برای اولین بار در خارج از مرزهای ایران
روز ملی خلیج فارس ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ طی مراسمی باشکوه توسط ایرانیان مقیم هند گرامی داشته شد. مسابقه و سرود خوانی و اعطای جوایز دانشجویی و دانش آموزی از جمله برنامه های این مراسم بود.
در این مراسم دکترعجم نویسنده کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان پیرامون اهمیت این روز و علت تحریف نام خلیج فارس و عواقب آن و وظایف ایرانیان برای پاسداشت هویت اسلامی و ایرانی سخن گفت و و توضیح داد که : ” نام های خلیج فارس همواره در طول تاریخ از نامهای کشور ایران گرفته شده و از ۲۵۰۰ سال اروپاییان، تمام سرزمین پهناور حوزه تمدنی ایران را پرشیا- (فارس) نامیده اند. عربها و ترکها هم این سرزمین را بلاد فارس و یا مملکت فارس و یا کشور عجم و مملکت ایران می نامیده اند و همین عبارتهارا هم برای توصیف دریای پارس بکار برده اند بنابراین واژه “فارس” در عبارت خلیج فارس به هیچ گونه مفهوم قومی ندارد. این نام و معادلهای آن ۲۵۰۰ سال بطور مستمر در همه زبانهای دنیا بکار رفته بخصوص در زبان عربی.
نه تنها مکتوبات و اسناد عادی در زبان عربی بحر فارس و خلیج فارس را یگانه نام برای این پهنه آبی بکار برده اند بلکه همه تفسیرهای قرآنی بنوعی بحر فارس را در معنی و مفهوم واژگانی مانند مجمع البحرین و مرج البحرین و - بحر بکار برده اند و حتی احادیث محکمی از پیامبر وجود دارد که ایشان بحر فارس را بکار برده اند نمونه اش حدیث شماره ۲۱۴۶ از مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی جلد ۴ ص ۱۲۰ است .
سخنرانی در دانشگاه جواهر لعل نهرو در مورد اهمیت خلیج فارس
وی در خصوص سابقه نام گذاری روز ملی خلیج فارس توضیح داد و گفت :
در حالیکه اتحادیه عرب از سال ۱۹۶۴ رسما نام خلیج فارس رابرای عرب زبانان ممنوع کرده است اما در ایران تا سال ۱۳۸۱ هیچ مقاله و نوشته ای و یا سخنی در رسانه های گروهی در دفاع ازنام خلیج فارس منتشر نشد و مطبوعات حاضر نبود پژوهش های دفاع از نام خلیج فارس را چاپ کنند آنچه منتشر شدیک جلد اطلس و دو جلد کتاب در تیراژ بسیار اندک بود که دایره کاربرد آن از چندکتابخانه و استاد دانشگاه فراتر نرفت.اما از سال ۱۳۸۱ با آمدن وب سایت و وبلاگ های فارسی رسانه های گروهی از انحصار خارج شد و وضعیت تغییر کرد و اولین وبلاگها و پژوهشها در دفاع از نام خلیج فارس منتشر شد و موجی ایجاد شد که محافل رسمی مجبور به دنباله روی ازاین موج گردید.
در دهه ۱۳۷۰ با هجوم بی سابقه رسانه های عربی با برنامه های متنوع به زبانهای مختلف روبرو شدیم که تحریف نام خلیج فارس را انجام می دادند حتی در بخش های فارسی و انگلیسی خود نام تحریف شده را بکار می بردند.
عواقب این توطئه و ضرورت مقابله با آن بارها ار سوی افراد دلسوز به گوش مسولان و نهادهای فرهنگی رسانده شد و خواستار روشنگری به افکار عمومی شدیم .
در قدم اول راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس در سال ۱۳۸۱ مطبوعاتی شد و در اولین سمینار و دومین سمینار ژئوماتیک راهکارها مجددا مورد تاکید قرار گرفت. در سمینار ملی همایش ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲ مقاله اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت پژوهشی در مورد دو نام خلیج فارس و خزر و چالشهای فرا روی ارایه شد که بر روی بخش چه باید کرد و راهکارهای چه باید باشد تاکید زیادی شد و مورد استقبال حضار قرار گرفت و مقاله برتر آن سمینارشد و از سوی رئیس سازمان نقشه برداری و معاون رئیس جمهور و مسولان سازمان جغرافیایی ارتش و اعضای کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی جایزه ویژه گرفت و هم بصورت آنلاین در وب سایتهای مختلف و هم در روزنامه ها و مجلات داخلی چاپ شد یکی از راهکارهای پیشنهادی ضرورت داشتن یک روز ملی برای خلیج فارس بود.
در اردیبهشت ۱۳۸۳ در سمینار بین المللی کارتوگرافی دانشگاه تهران مجددا در مقاله ای راهکارهای دفاع از نام خلیج فارس بیان شد و بویژه مرحوم دکتر حسن گنجی در آن سمینار مشوق طرح شدندکه در شهریور۸۳ بصورت کتاب چاپ و با هزینه شخصی رایگان در میان سازمانهای دولتی و مراکز مطالعاتی از جمله مرکز مطالعات مجمع تشخیص مصلحت نظام و کتابخانه ها و نمایندگان مجلس شورای اسلامی توزیع شد . اما با این وجود تحرک خاصی از سوی نهادهای تصمیم گیر صورت نگرفت تا اینکه
پس از تحریف نام خلیج فارس در یک اطلس مشهور جهانی به نام نشنال جغرافی که بعد از دو قرن کاربرد نام خلیج فارس برای اولین در نسخه جدید در آبان سال ۱۳۸۳ نام جدیدی را در کنار نام بین المللی خلیج فارس قرار داد خشم و اعتراض عمومی در میان فعالان اجتماعی و فرهنگی داخل و خارج نسبت به این تحریف غیرعلمی صورت گرفت و پس از ارسال هزاران ایمیل و نامه اعتراضی و یک طومار اینترنتی با بیش از ۱۲۰ هزار امضا به موسسه مذکور، مدیر موسسه مشهور آمریکایی ضمن عذرخواهی از ملت ایران، قول داد اشتباه خود را جبران کند.
این پیروزی نشان داد که با اتحاد می توان کارهای بزرگ کرد و از تخریب و جعل هویت یک ملت بزرگ جلوگیری کرد.
رسانه های گروهی عربی به طور بی سابقه ای خبر را بدون تفسیر اما بعضی با تمسخر و بعضی با نوعی تکریم نسبت به کار منعکس کردند. القدس العربی به قلم عبدالباری عطوان مفسر مشهور جهان عرب نوشت. عربها برای مشروع ترین حقانیت های خود قادر نیستند چنین موج همبستگی ایجاد کنند که ایرانی ها برای یک نام انجام دادند. تلویزیون الجزیره و العربیه و سایر رسانه های عربی و بعضا غربی نیز مصاحبه ها و تفسیرهایی در خصوص خشم جامعه ایران و عذرخواهی نشنال جغرافی ارائه کردند.
پس از این تحولات یکی از اقدامات دولت وقت، برای پاسداری از میراث فرهنگی و معنوی خلیج فارس موافقت رسمی با اضافه شدن روز ملی خلیج فارس به تقویم رسمی کشور بود. در پرونده خلیج فارس و صورت جلسه های موجود سال ۱۳۸۳ سه مکاتبه در ارتباط با نام گذاری روز ملی وجود دارد که به رویت و حاشیه نویسی معاون رئیس جمهور، مدیران کل دفتر ریاست جمهوری و دفتر وزیر خارجه و مدیران کل خلیج فارس و حقوقی رسیده است.
۱: نامه آبان ماه ۱۳۸۳ ( مدیر کل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و به ضمیمه سه جلد کتاب خلیج فارس نامه کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی برای ادارات سه گانه وزارت خارجه و پیشنهاد راهکارها و نامگذاری روز خلیج فارس).
۲: دو نامه از سوی ریاست جمهوری منظم به نام های مورخ ۳ بهمن ۱۳۸۳ شورای مدیران سازمان خلیج فارس “پرشین گلف آنلاین” برای نامگذاری روز ملی خلیج فارس و نمابر همان نامه ها از سوی نمایندگی ایران در نیویورک منظم به درخواست سازمان خلیج فارس .
در واقع ایده ضرورت دفاع از نام خلیج فارس و راهکارهای عملی در مورد نام خلیج فارس، نخست در سال ۱۳۸۱ در همشهری و وب سایت آنلاین آن تحت عنوان خلیج ایرانی که در رد مقاله الاهرام ( به تلاش جمال عبدالناصر اصطلاح غلط خلیج عربی جعل شد) مطرح شد.
اولین میزگرد رسمی گرامیداشت روز ملی خلیج فارس ۱۳۸۹ انجام شد.
تا ۵ سال پس از تصویب روز ملی خلیج فارس این روز که با خواسته و فشار احاد جامعه تصویب شده بود با سکوت مقامات و نهادهای رسمی و وزارت فرهنگ و ارشاد روبرو بود تا اینکه مجدد صداری اعتراض مدافعان نام خلیج فارس بلند و رسا شد ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ – برای اولین بار روز ملی خلیج فارس با پیگیری های مجدانه دکتر عجم و موافقت وزارتخارجه و مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی بین المللی برگزار شد.
با وجود اینکه سال ۱۳۸۴ نام گذاری انجام شده بود ه بود و در تقویم رسمی ثبت شده بود اما هیچ نهادی برای برگزاری روز ملی پیشقدم نمی شد و علاقه مندی نشان نمی داد.
تا اینکه با کوششهای دکتر عجم روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ اولین مناسبت رسمی و دولتی برگزار شد و رسانه های گروههی بطور گسترده آن را پوشش دادند و این اطلاع رسانی خبرنگاران بود که در سال بعد مسابقه بین نهادها برای برگزاری این روز بالا گرفت .۱۳۹۰ دانشگاه خلیج فارس بوشهر و استانداری بندرعباس نیز این روز را برگزار کردند.
از سال ۱۳۸۹ دولت ایران توجه قابل ملاحظه ای به این موضوعات نشان داد و در سالهای اخیر، دولت و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده اند خود را نسبت به این موضوع حساس و متعهد نشان دهد. سال ۱۳۹۱ دو روز پیش از ” روز ملی خلیج فارس” در ایران برای اولین بار امامان جمعه شهرهای مختلف نیز در خطبه های خود از “اهمیت و حقانیت” این نام سخن گفتند و روز ملی خلیج فارس با حضور مقامات در شهرهای حاشیه خلیج فارس و با جشنواره های مختلف گرامی داشته شد.
دکتر عجم گفت نام خلیج فارس میراثی فرهنگی برای همه ملتها بخصوص مسلمانان است. و این نام برای ایرانی ها افتخار و میراث فرهنگی مضاعفی است.این روز را باید همانند روز نوروز در هر جا که هستیم برای پاسداری از هویت تاریخی و فرهنگی کشورمان گرامی بداریم .
۰۰۰
مراسم روز ملی خلیج فارس برای اولین بار در خارج از کشور بصورت رسمی در جمع ایرانیان ساکن دهلی برگزار و رسانه ای شد.
مراسم زنگ خلیج فارس در مجتمع آموزشی ایرانیان دهلی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
روز ۱۲ اردیبهشت به مناسبت روز معلم و روز خلیج فارس در مجتمع آموزشی ایرانیان دهلی دو زنگ بصدا درآمد .
چرا ۱۰ اردیبهشت و جنگ هرمز روز ملی خلیج فارس نام گذاری شد.
در خصوص ضرورت تعیین روز خلیج فارس اتحاد و یگانگی و یکپارچگی وجود داشت اما در خصوص روز اختلاف آراء زیاد بود درنتیجه روز ۱۰ اردیبهشت با توجه به همه جوانب امر کمترین مخالف را داشت لذا این روز تصویب شد.
۲۱ آوریل سال ۱۶۲۲ سپاه ایران جزیره هرمز را از بزرگترین امپراتور آن زمان بازپس گرفت و جایگاه خود را درجهان در فهرست ابرقدرتهای قرن شانزدهم ثبت کرد. انگلیسی ها نیز ۴ کشتی خود را با خدمه در اختیار ارتش امام قلی خان گذاشتند. آلبوکرک پرتغالی اعتقاد داشت هر کشوری که سه نقطه مالاگا، عدن و هرمز را در اختیار داشته باشد بر تجارت دنیا حاکم خواهد بود. اهمیت هرمز آنقدر بود که استعمارگران انگلیسی را نیز به طمع انداخته بود. به دلیل شکایت های ایرانیان از بی ادبی های پرتغالی ها ، سپاه ایران قصد تنبیه پرتغالی ها در خلیج فارس نمود و نه تنها جزیره هرمز را آزاد ساخت بلکه این مقدمه شد که پرتغالی ها تا مومباسا در کنیا عقب نشینی کنند و این شکست، شکست های پی در پی پرتغال در شرق آفریقا را به دنبال داشت و با حمایت پادشاهان ایران، امام مسقط موفق شد قلعه عظیم مومباسا را در جنگ خونینی که به جنگ طیبی مومباسا معروف است را تصرف کند. ایران تا سال ۱۸۲۰ پرچمدار تمام خلیج فارس و دریای عمان شد. انگلیسی ها از شکست پرتغال خرسند بودند و به قدرت ایران اعتراف داشتند و ایران را تنها رقیب قدرتمند عثمانیها می دانستند. در عهدنامه مجمل ۱۸۰۹ و عهدنامه مفصل ۱۸۱۲ حاکمیت ایران را بر کل خلیج فارس به رسمیت شناخت در حالیکه انگلیس خود به عنوان ابرقدرت جهان ظهور می کرد. از این رو جشن های سراسری بزرگی در این روز برگزار می شود.
بشنوید: رادیو ایران مسایل فرهنگی
کارشناس/مهمان: دکتر عجم
بنا به گواه مکتوبات جغرافیدانان و مورخین باستان از هزارههای قبل و نیز بر طبق تقسیمبندیهای یونان قدیم، یکی از اولین و قدیمیترین دریاهای بزرگ جهان که بشر گذشته آن را شناخت، خلیج پارس است و این عنوان از پس گذشتههای دور، اساس کار دانشمندان در نام گذاریها قرار گرفت. نام آورانی چون تالس ،فیثاغورس و هرودت همگی بر این نامگذاری اتفاق نظر دارند. اگر چه تعداد کسانی که بر این واقعیت هزاران ساله چشم بسته اند کم نیست، اما حقیقتی هم که بر همگان آشکار است، آن که این خطه پهناور گنجینهای ارزشمند از اسطورهها، حماسهها و آئینهای ناب و ماندگار را از زمان های دور تا به امروز در خود جای داده است؛ گنجینهای که تلاش برای صیانت از آن و پاسداشت نام بلند خلیج فارس بهعنوان مظهر صلح و برادری، وظیفه آحاد ایرانیان پاک نهاد است.
سردبیر برنامه رادیو ایران : رضا عزتی
تهیه کننده اینترنتی: رضا عزتی
گروه فرهنگ و ادب و هنر
منبع : پخش مستقیم رادیو ایران١١/٢/١٣٩٠ ساعت ۳/۳۰
————————————————————————————————–
معرفی کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان در برنامه رادیو ایران چراغستان چراغستان برنامه ای از گروه فرهنگ رادیو ایران است که پنج شنبه هر هفته، در قالب یک نمایشگاه گویایی از کتاب، مهمان خانه های مردم می شود. علاقمندان می توانند روز پنج شنبه دوازدهم اسفند، ساعت ۱۹:۰۰ این برنامه را از رادیو ایران بر روی موج AM 900 KHz وFM 93/9 MHz دریافت نمایند. -الخلیج الفارسی |
که در آنجا رسول اکرم ص سه بار بحر فارس را بکار برده اند. وقتی پیامبر خاتم النبین ص می فرماید” بحر فارس” و مفسران و کتب فاخر عربی و نقشه های و همه اسناد تاریخی و حقوقی و مذهبی این نام را بکار برده اند. وقتی این اسناد و نقشه ها در طول زمان به میراث فرهنگی بشریت تبدیل شده و بعضی از این نقشه ها و سندها ثبت میراث جهانی یونسکو شده دیگر فردی حق ندارد چنین نامی را بر اساس خواسته های قومی و سیاسی خود تغییر دهد .
تصویب روز ملی خلیج فارس یک روند چند ساله داشت و بر خلاف اعای کذب بعضی افراد ناآگاه ناگهانی صورت نگرفت.
دولت در سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ با توجه به جلسات کارشناسی در همین موضوع سه مصوبه گذراند تا در نهایت سال ۸۴ نام گذاری نهایی و اعلام شد.
کسی که در استان هرمزگان چه مدیر ارشاد هرمزگان و یا هر فرد دیگری در هر ارگانی ، بدون هیچگونه اطلاع از سوابق امر و بدون تحقیق از ارگان های تصمیم گیرنده گول یک جوان جویای نام را خورده و به او جایزه مبتکر نام خلیج فارس داده باید آن مقام آدم بسیار ساده لوح و ناآگاه و یا نادان باشد چون اینگونه اقدامات باید با نامه نگاری و استعلام از صحت درستی اعای موهوم نامبرده صورت بگیرد.
واقعیت این است که زمانی که من و افراد فراوانی مثل ما برای پاسداری از میراث فرهنگی و نام خلیج فارس هزینه می کردیم کتاب و جزوه رایگان توزیع و تکثیر می کردیم و پیگیر موضوع در ادارات دولتی بودیم و گروه ایمیلی و پتیشن تشکیل می دادیم هرکز فکر نمی کردیم روزی این پیشنهادات عملی شود اصلا فکر نمی کردیم کسی بیاید خود را مبتکر روز ملی خلیج فارس بنامد و جایزه هم بگیرد اصلا تا حالا این همه روز ملی و روز جهانی در تقویم ثبت شده احدی تا حالا ادعا نکرده که مبتکر ان روز بوده است اما در مورد نام خلیج فارس فرد دروغ گویی و جاعلی پیدا شده بدون سند و مدرک و با ادعای واهی خود را مبتکر روز ملی خلیج فارس می نامد و وزارت ارشاد و مطبوعات هم بدون سوال از حتی مقامات تصمیم گیرنده در آن زمان و بدون بررسی ادعاهای این آقای مدعی ، او را مبتکر روز ملی خلیج فارس معرفی می کنند !
زهی بی شرمی و بی شرفی فرهنگی ؟! لا اقل یکبار از افرادیکه در آن کمیته و آن جلسه شورا حضور داشتند و پرونده را برای تصویب به جلسه آوردند سوال می کردید لا اقل به سخنان اعضای کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی و کمیته خلیج فارس که متشکل از نمایندگان چند وزارتخانه بود یکبار گوش می دادید. ببینید گزارش توجیهی آن بر چه مستنداتی استوار بوده است.آقایی که در خبرگزاری فارس اصرار داری که مبلغ ادعای واهی جاعل قلابی مبتکر نام خلیج فارس باشی لا اقل به آرشیو خبری خودت مراجعه کن. خبر پایین صفحه مربوط به سال ۱۳۸۳ بعد جاعل مبتکر روز ملی خلیج فارس را معرفی کن. خبرگزاری باید حرفه ای عمل کند اگر فردا محکمه ای برپا شد چه مدارک و مستنداتی برای ادعای واهی ات داری . هیچ می دانی این نگارنده از ابتدا عضو کمیته خلیج فارس و کمیته یکسان سازی بوده و از معدو افراد مطلع در کشور هستم که با تمام جزئیات پرونده و موضوع نام خلیج فارس تخصص دارم می دانید که در سال ۱۳۸۲ ما دو مصوبه از دولت گرفته بودیم پس ادعای کذب مدعی دروغین را بر دیوار بکوبید هیچگاه از سوی استانداری هرمزگان نامه ای در این خصوص ارسال نشده و جزو مستندات پرونده نبوده است.
این مطلب قسمت پایانی زنجیره مقالاتی از ۱۶تا ۲۷ مهر ۱۳۸۱ در روزنامه همشهری بود اولین مقاله در تاریخ ایران که ویژه دفاع ازنام خلیج فارس در مطبوعات و رسانه ها منتشر شد.
مطالعه بیشتر :
اعتبار قانونی، تاریخی و جغرافیایی نام خلیج فارس گزارش منتشر شده در وبسایت سازمان ملل [۳]
↑ پیشنهادروز ملی خلیج فارس | چگونه شکل گرفت
http://www.flickr.com/photos/54272266@N06/with/6243004883/
جزایر خلیج فارس بین هفت کشور: ایران، کویت، امارات متحده عربی،عربستان سعودی،قطر، بحرین و عمان تقسیم شده است. در این بین اکثر جزایر مهم موجود در خلیج فارس در اختیار جمهوری اسلامی ایران است. به دلیل اینکه مساحت مشخصی از اطراف جزایر تحت تملک کشورها، طبق قوانین بین المللی در اختیار آنها قرار میگیرد، طبیعتا ایران با در اختیار داشتن اکثر جزایر خلیج فارس، بیشترین مالکیت را در این منطقه به خود اختصاص داده است. ظاهرا اماراتی ها که از ایجاد ابهام در خصوص مالکیت جزایر سه گانه ایران در مجامع بین المللی به نتیجه نرسیده اند، قصد دارند جزایر مصنوعی در کنار ابوموسی و تنگه هرمز برای خود دست و پا کنند و مرزهای کشور کوچک خود را در حساس ترین نقطه جهان یعنی خلیج فارس وسعت بخشند. این اقدام میتواند به منزله ایجاد بستری صهیونیستی جهت وسعت بخشیدن به خاک یک کشور بشمار آید. جزایر چهارگانه مصنوعی قرار است درست در مجاورت تنگه هرمز احداث شوند و مشخص است که اهمیت استراتزیک یک تنگه آنهم در منطقه ای نظیر خلیج فارس که قطب صادرات نفت به شمار می رود تا چه میزان است. در صورتی که جزایر مزبور در این منطقه به طور کامل احداث و به بهره برداری برسند،
احتمال آنکه امارات اداعاهای تازه ای را در خصوص مرز های جدید آبی و اب های سرزمینی خود مطرح کند زیاد است. لذا سکوت جمهوری اسلامی ایران و عدم پیگیری این روند صهیونیستی در مجامع بین المللی عواقب سنگینی را در آینده بر پیکره امنیتی و دفاعی و همچنین زیست محیطی ایران وارد خواهد ساخت. این طرح با توجه به ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه ایران که طی چهل سال بی نتیجه مانده است مطرح گردیده و امارات در آن ماجرا، که هنوز هم هر از چندی آن را مطرح می کند همیشه سرافکنده و شرمسار شده است. این جزایر مصنوعی در مجموع میتواند خط ساحلی دبی را ۱۲۰ کیلومتر افزایش میدهند و دور از انتظار نیست به مکانی جهت استقرار ادوات نظامی امارات متحده عربی در کنار جزیره ایرانی ابوموسی تبدیل گردد و انبوهی از موشکها و جنگنده های آن کشور در کنار مرزهای دریایی ایران امنیت این دریا راهبردی را به مخاطره بیاندازد . لذا ضروری است جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم ترین قدرت تاثیرگذار و میراث دار اصلی تاریخ و تمدن خلیج فارس برای جلوگیری از ایجاد یک بحران وسیع امنیتی-نظامی-زیست محیطی در خلیج فارس که میتواند موجب اختلافات گسترده و دائمی را در منطقه فراهم سازد با همه پتانسیل های بین المللی خود مانع از چنین روند غیرمتعارف و توسعه طلبانه ای در خلیج فارس گردد.
به گزارش خبرگزاری موج - دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا با اشاره به اقدام امارات برای احداث جزایر مصنوعی در خلیج فارس گفت: احداث این جزایر باعث پیچیدهتر شدن اختلافات موجود اماراتیها با ایران و نیز باعث واگرایی و تیره شدن بیشتر روابط کشورها خواهد شد. وی در خصوص پیامدهای اقدامات برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت: حوزه ژئوپولیتیکی خلیج فارس همچنان تا دهههای آینده کانون توجه، تنش و رقابتهای بینالمللی و منطقهای خواهد بود و منشأ این تنشها اکثرا اهداف و منافع قدرتهای فرامنطقهای است و لیکن برخی از رقابتهای محلی بین کشورهای جنوب خلیج فارس و ایران هم میتواند کانون این تنشها باشد. با توجه به حضور قدرتهای فرامنطقهای در کشورهای جنوب خلیج فارس طرح مسئله به این صورت است که هرگونه تصمیم گیری کشورهای ساحلی در ایجاد تغییرات عمده در سواحل جنوبی برای دسترسی به اهداف سیاسی، امنیتی و اقتصادی پیامدهای ناگواری بر کل اکوسیستم، مسایل سیاسی، امنیتی و اقتصادی خواهد داشت.
باید بررسی کرد که پیامدهای این کار اماراتیها چه مشکلی را برای ایران و سایر کشورهای همجوار خلیج فارس به وجود خواهد آورد. همچنین باید به این مسئله مهم توجه داشت که تقسیم مرزهای بستر خلیجفارس که یک فلات قاره است بر اساس خط منصف بین ایران، عربستان سعودی، قطر، بحرین و عمان مشخص و با امارات بخشی از آن مشخص شده است و قسمتی از آن که روبهروی جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک است، هنوز خط بستر دریا مشخص نشده است.
عضو موسس انجمن ژئوپولیتیک ایران با بیان فرضیههای موجود دراین موضوع اظهار داشت: مرز دریایی و کف دریای ما با دو کشور عراق و کویت هم هنوز مشخص نشده است و بر اساس فرضیههای موجود، احداث این جزایر باعث طولانیتر شدن روند تعیین مرزهای دریایی ایران با کشورهایی که هنوز مرز دریایی مشخصی ندارد، از جمله امارات خواهد شد. از سوی دیگر احداث این جزایر باعث پیچیدهتر شدن اختلافات موجود اماراتیها با ایران و نیز باعث واگرایی و تیره شدن بیشتر روابط کشورها خواهد شد. فرض دیگر این است که منطقه خلیج فارس برای مدت طولانی کانون تنش خواهد بود و این تنشها باعث حضور طولانیمدت قدرتهای فرامنطقهای و دخالت احتمالی فرامنطقهایها در امور کشورهای این منطقه خواهد شد.
صفوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حقوق دریاها و کنوانسیونهای مرتبط که جزایر مصنوعی را فاقد هرگونه قلمرو دریایی معرفی کردند و علیرغم حق انحصار در احداث جزایر، ایجاد آن را منوط به هماهنگی با کشورهای دیگر دانسته است، خاطرنشان کرد: اماراتیها با اقدامات خودسرانه، در ساخت جزایر مصنوعی عملا این کنوانسیون را زیر پا گذاشتند و به دنبال طرح ادعاهای واهی در خصوص گسترش قلمرو دریای سرزمینی و یا مالکیت بر برخی از جزایر خلیج فارس هستند. احداث این جزایر فاصله سواحل خشکی امارات به جزیره ابوموسی را حدود ۱۰ کیلومتر کمتر میکند. به نظر میرسد در صورت عملی شدن این پروژه از سوی امارات، احتمال تغییر مرزهای آبی این کشور با حمایت حقوقی کشورهای بزرگ و قدرتهای فرامنطقهای و سازمانهای بین المللی وجود دارد و با احداث این جزایر و تبدیل تمامی نوار کمعمق ساحلی امارات به محیط خشک و افزایش وسعت سرزمینی، اشرافیت و نزدیکی بیشتر مرزهای خشکی امارات به جزایر سهگانه، تاثیرگذار در مسایل امنیتی و دفاعی آینده خواهد بود.
این استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه در خصوص ادعاهای احتمالی اماراتیها ، گفت: در آینده احتمال ادعاهای امارات مبنی بر اینکه خط مبدأ دریاییش را تغییر دهد و گسترش منطقه آبهای سرزمینی و رساندن مرزهایش به نزدیکی جزایر ایرانی را دنبال کند و احتمال اینکه اماراتیها به دنبال این باشند که تغییر مرزهای دریایی را از نظر حقوقی دنبال کنند و از قدرتهای فرامنطقهای هم استفاده کنند، وجود دارد. البته بیگانگان میدانند از نظر قدرت نظامی در مقابل ایران ناتوان هستند و جمهوری اسلامی ایران قدرت لازم برای دفاع از سرزمین خودش را دارد، پس میخواهند از نظر حقوقی مسئله را دنبال کنند. بروز مسائل زیستمحیطی حاصل از اقدام اماراتیها در ایجاد جزایر مصنوعی را از دیگر پیامدهای این موضوع می باشد. منطقه خلیج فارس بزرگترین زیستگاه گیاهی و جانوری جهان است به طوری که خلیج فارس متشکل از بیش از ۶۰۰ گونه جانوران آبزی از جمله ۵۰۰ گونه ماهی، ۱۵ گونه میگو و پنج نمونه از لاکپشتهای نادر دریایی و همچنین آبسنگهای مرجانی و مجموعه های جلبکی، درختان حرا و مانگرو است که دیدنی های منحصر به فرد این دریای عظیم است و این جزایر مصنوعی اکوسیستم این منطقه را برهم خواهد زد. اینگونه اقدامات اماراتیها ممکن است توسط سایر کشورها الگوبرداری شده و ممکن است سایر کشورها مانند کویت و بحرین هم طرحهای مشابهی را ایجاد کنند و احتمالا در این جزایر مصنوعی سلاح، تجهیزات، سیستمهای موشکی و راداری قرار دهند و سیستم دفاعی و امنیتی منطقه را برهم بریزند.
دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا جدیت ایران در تعیین خط مرز دریایی باقیمانده با امارات عربی متحده را که هنوز تعیین نشده است، که لازمه آن اراده سیاسی دولت امارات عربی متحده است، خواستار شد و گفت: به نظر میرسد بهترین و سریعترین راه این است که ما بر مسایل زیستمحیطی، تغییر اکوسیستم و همچنین از نظر سیاست خارجی و فعال شدن دیپلماسی سیاسیمان تلاش کنیم که این اتفاقات رخ ندهد و همچنین از نظر حقوقی مسئله را دنبال کرده و توسعه قویتر روابط سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران یا برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میتواند در این موضوع موثر واقع شود. ایران خواستار امنیت پایدار در منطقه خلیج فارس است و این امنیت پایدار با همکاری و هماهنگی کشورهای برادر و دوست جنوبی خلیج فارس حاصل خواهد شد، البته نیروهای فرامنطقهای همواره بهدنبال ایجاد تنش و سوءظن بین کشورهای جنوبی خلیج فارس با ایران هستند.